شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

43

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

اربعين نشست و مقاصد معنوى بسيار حاصل كرد . صاحب روضة السلاطين « 1 » گويد كه امير علىشير در شرح احوال او رساله‌اى جداگانه نگاشت . و مولانا حسين واعظ كاشفى كتاب بدايع الافكار و صنايع الاشعار را به نام او نگاشته . با وجود اينكه سلطان حسين ميرزا كل امور سلطنت خود را به اختيار او گذاشته بود ، دامن همت بر همه افشانده ، به خدمت مولانا محمد تبادكانى رفته ، چند اربعين نشسته و مقاصد معنوى بدست آورده ، اما در ايام رندى وثاقش در ميان رندان خرابات بوده و آن كار را از او پرشورتر كسى نكرده « 2 » . مولانا محمد حيرانى از ديگر مريدان وى مولانا محمد حيرانى است و گلزار ابرار « 3 » در باب او گويد : « درويشى لاابالى و فقيرى سرمست بود ، توفيق ازلى به خدمت مولانا محمد تبادكانى رهنمونى كرد چنانچه او [ را ] راهبر سلوك خويش گردانيد و چند چله به روشى كه تلقين نمود برآورده ، در گشايش به روى وقت گشود و از وطن گاه تا حجاز پياده و روزه‌دار راه دراز پيموده به سعادت طواف حرمين محترمين سربلند گشت » . به گمان نگارنده اين مولانا محمد همان درويش محمد باشد كه گازرگاهى ياد كرده است « 4 » . معاصرين از ميان معاصرين تبادكانى كه وى با آنان معاشرت و دوستى داشته مىتوان دانشمند و صوفى شهير قرن 9 مولانا عبد الرحمن جامى ( م 898 ق ) را نام برد . در گلزار ابرار « 5 » داستان زير در باب ملاقات جامى و تبادكانى نقل شده است : « گويند بارى حقايق پناهى ( جامى ) به ديدن او رفت ، در طاقچهء كلبه دو جلد كتاب

--> ( 1 ) . روضة السلاطين و جواهر العجائب ، سلطان محمد فخرى هروى ، صص 90 و 91 ، طبع 1968 . ( 2 ) . روضة السلاطين و جواهر العجائب ، صص 90 و 91 . ( 3 ) . گلزار ابرار ، نسخه خطى ، گ 68 . ( 4 ) . مجالس العشاق ، ص 241 . ( 5 ) . گلزار ابرار ، نسخهء خطى ، گ 68 .